اشتباه صحرا به قلم سعیده براز
پارت صد و بیست :
ـ بیا بفرما. نمی خواد خودتو خسته کنی و دنبال بهونه بگردی. بیا بزن و خودتو خلاص کن.
با این حرفم حیدر یکه می خورد اما زود به خودش مسلط می شود.
ـ خوبه که خودت همه چیز و میدونی.
حیدر رو به یکی از افرادش می کند و می گوید:
ـ سلمان فیلم بگیر.
پس حدسم درست بود، وگرنه برای چه باید از کتک خوردن من فیلم می گرفت.
بی حرکت سرجایم نشسته ام، حیدر که مشت اول را حواله شکمم می کند، از شدت درد
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آنیا
1حتماهاشمی ب صحراگفته بایدزن بشی تارضایت شاکیوبگیرم بیادبیرون الانم فرستادش برگه طلاقونشون بده ب سعید
۸ ماه پیشفاطمه
0ممنون وسپاس❤️🌹
۸ ماه پیشفاطمه
1امیدوارم سعید یا صحرا هرچه زودتر بفهمن کی پشت این اتفاقات هست
۸ ماه پیشفاطمه
2بیچاره سعید گیر عجب آدمایی افتاده همش تقصیر هاشمیه بعضی ها واسه پول چه کارها که نمیکنن متاسفانه 🥺😶
۸ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
واقعاااااا
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

لیلی
0وای یاد فیلم ترکی افتادم قسمت ملاقات🤣💔کلی ایده دارم که هاشمی چیکار کرده تو این یه ماهی ، از اجبار و خودشیرینی برای صحرا تا تهدید و...